فرزندان كميجان , KOMIJAN BOYs

هفته معلم

۱۳۸۳/٢/۱٤

 

در امر فرهنگ و آموزش مردم کميجان خيلی از افراد زحمت کشيده اند و شايد هيچگاه از آنان قدردانی هم نشده باشد .

جا دارد به مناسبت هفته معلم از آنان نيز يادی نموده و سالگشت روز معلم را به آنان تبريک بگوئيم :

خادمان فرهنگ و آموزش در كميجان

 

اسامي تعدادي از كساني كه در جهت تأسيس و راه اندازي و توسعة آموزش كلاسيك در كميجان فعال بوده اند و بياد اين حقير مانده است ذكر ميكنم :

آقايان محترم :

محمدعلي اورعي ، علي اكبر اديب ، ابوالحسن بهادري ، بينش ، صحيفي ، مطيعي ، علامي  اتابكي ، قاضي نظامي ، شمس كلاهي و شهروان ، امهري ، پزشگي ، ، اروجلو ،  ميرهاشمي سلطاني ، جهانبان ، يوسفي ، يزداني ، آمره اي ، اكبر جاويدراد ، عطاءالله محمدخواه ، منصور تجلي و جعفر كميجاني و ايزدي ، احمدي ، شيخ اصغر كميجاني ، صاحب الزماني ، افغاني  اسكندري ، خزاعي ، رفيعي و نورالدين سلطاني و ديگران .

ميرزا علي اصغر سلطاني درس هاي جبر و ديني و تاريخ را تدريس ميكرد ، انصافاً هم در اين دروس مسلط بود ، اگرچه در انتقال مفهوم علامت هاي مثبت و منفي در درس جبر مشكل داشت ولي در دروس ديني و تاريخ خيلي خوب و قوي بود ، يك  روز در جريان كلاس درس ديني كه من درس را بلد نبودم ، به طعنه اين شعر معروف را خواند :

           پسر نوح با بدان بنشست                                    خاندان نبوتش گم شد

آقاي آهنيان كه از ابتدا مستأجر و بعداً داماد عليرضا بيگ شده بود و با فرخنده نوة پسري  عرراضابگ(عليرضابيگ)ازدواج كرد ، زبان انگليسي تدريس ميكرد ، يك پوست بود و يك استخوان ، اصلاً انگاري گوشت تو تنش نبود ، مرتب تو كلاس قدم ميزد و دستانش را روي همديگر ميماليد  انگار كه سردش باشه .

در كلاس زبان ، فهماندن معناي كلمه sandwich به بچه هايي كه تا آنروز اگر روي شهر را هم ديده بودند ، روي ساندويچ را نديده بودند ، خيلي مشكل بود و آقاي آهنيان آخرش هم گفت مثل لقمه درازي است كه شما توي جيب گذاشته و با خودتان به صحرا ميبريد ، شما به اون چي ميگيد ؟ ما جواب داديم : “ دولوم “ .

 اونم گفت بله ساندويچ هم در واقع همان دولوم خودتان است .

 خزاعي ، خسرو جاويد ، سيد عباس حسيني ، هرمزخان بهادري و صادق رحيمي پور ،  ثابتي  باقري ، خطيبي و سجودي و خيلي از آقايان و خانم هاي معلم كه اسامي آنها بخاطرم نمانده و ذكرش موجب اطالة كلام ميشود .

با كار مستمر اين افراد و ساير كساني كه ذكر اسامي آنان خارج از ذهن و توان من است آموزش و پرورش در اين ناحيه پا گرفت و منطقه اي كه فاقد معلم و دبير بود و مدارس آن بدليل فقدان آموزگار ،كار رسمي آموزشي خود را يك يا دوماه بعد از شروع سال تحصيلي آغاز مينمود ، با زحمت آنان و ساير خادمان علم و فرهنگ ، به جايي و درجه اي از رشد فرهنگي رسيد كه علاوه بر تأمين تمامي نياز خود به معلم و دبير ، به ساير مناطق و روستاهاي مجاور و شهرها و حتي كشورها نيز معلم و دبير و استاد و مدرس صادر نمود .

 جا دارد به روح همة درگذشتگان از خادمان فرهنگ درود و صلوات فرستاده و آمرزش آنان را از خداوند بخواهيم و همچنين براي كليه كساني كه هنوز هم براي ارتقاي فرهنگ و دانش آن منطقه زحمت مي كشند سپاسگزار باشيم .

 

 مستخدمين مدرسه

 از بدو تأسيس : خدادادخان بهادري ، ابوالحسن بيگ بهادري ، اكبرآقا دهباشي ، ابراهيم دبير ، براتعلي سحرخانوم ، غلامرضا زارع  و افراد ديگري كه به اين گروه زحمتكش پيوسته و خدمتگزار دانش و فرهنگ بوده اند .

 

 آموزش ديني

 

در اين بخش فقط بذكر اسامي افراد محترمي كه لواي دين را برافراشته و برفرازنگه ميداشتند اكتفا نموده و بدليل بي اطلاعي از ذكر هر مطلبي خودداري مي كنم ، افراد مؤثر در آموزشهاي ديني مردم عبارت بودند از:

 شيخ زين العابدين خوشخبري[1] فرزند شيخ علي فرزند شيخ افتخار العلما

حاج شيخ رضا ضيغمي و شيخ هادي ضيغمي

محمدباقر ناطقي فرزند ملا اكبر

شيخ عيسي ناصري

شيخ تقي عيسي آبادي

حاج آقا سيد زين العابدين مليحي و حاج آقا سيد محمد مليحي دو برادر از روحانيون همداني بودند كه براي ارشاد مردم به كميجان مي آمدند .

بعد از حادثه جريان شديد سيل در راه همدان بود كه حاج آقا زين العابدين مليحي ( رحمه الله عليه ) باني خير شد و پيشقدم گرديد و با جمع آوري كمكهاي مردمي ، پلي بر روي رودخانه قره چاي در محل تقاطع با جاده كميجان - همدان احداث گرديد .

 خدا خيرش بدهد و رحمتش نمايد ، البته مردم سراب عيسي آباد هم براي گراميداشت ياد و خاطره آنمرحوم ، نام مسجد محله را پس از نوسازي و تجديد بنا ، بنام مسجد امام زين العابدين نامگذاري كردند .

حاج محمدحسين افشار در معيت آن روحاني محترم به مجالس مختلف مي رفت و باصطلاح جزو ياران و اصحاب آقا بود ، او كه امام خوان تعزيه در محله عيسي آباد بود داراي محاسن سفيدي بود و با عبايي بر دوش در مجالس به قرائت قرآن ميپرداخت  .

سيد حبيب الله و سيد مهدي ابهري كه از مشاهير علماي عصر و با شيخ عبدالكريم حائري معاصر بودند .

روايت مي كنند كه يكي از اهالي كميجان براي حلال كردن مال خود و انجام وقف و ساير امور ديني به محضر آيت الله شيخ عبدالكريم حائري بنيانگذار حوزة علمية قم رسيده بود و وقتي شيخ پي به مكان و محل زندگي او برده بود ، با كمال تحكم گفته بود : براي چه اينهمه راه را آمده اي و چرا در همانجا به حضور آقاي ابهري نرفته اي ؟

حاج آقا شماعي همداني كه از شاگردان حضرت امام خميني و بيش از چهل سال سابقة راهنمايي و ارشاد مردم كميجان را داشته و دو دهه بعد از انقلاب ، امام جمعة كميجان بود . آقاي شماعي در جريان ساخت مهدية بزرگ و با عظمت كميجان پيگيري زيادي كرده و آنرا از خود بيادگار گذاشته است .

حاج آقا شيخ علي اصغر كميجاني كه جوانترين روحاني بومي بودند و از روزي كه ملبس به لباس شريف روحانيت شده اند در كميجان به راهنمايي و ارشاد مردم و جوانان مشغولند ، او در رابطه با ساختن ساختمانهاي حسينية بزرگ سراب عيسي آباد و مسجد كهنه قلعه جديت زيادي به خرج داده و امور كمكهاي مردمي و ساختماني را پيگيري نموده و براي آباء و اجدادش عمل صالح خريده است .

مكتب خانه داران

 مكتب خانه داران نيز از جمله خادمان فرهنگ و آموزش بودند .

اينان كساني بودند كه نوجوانان را با حروف و كلمات قرآني آشنا ميكردند و من شخصاً افتخار حضور در مكتب خانه ها را داشته ام و از بين آنان ميتوانم تعدادي را نام ببرم :

آقايان صادق شهبازي ( كه فرد شوخ طبع و حاضرجواب نكته گو شاعر مسلكي بود و  حسين آقا يوزباشي و بانوي مكرم و محترم ملا صغري معروف به ملاصوغارا و آقايان يحيي محمدي و نادعلي قهرماني .

قاريان قرآن

اينها عموماً كساني بودند كه مجالس تدريس و مكاتب مكتبخانه داران را درك نموده بودند و در مجالس مختلف قرائت قرآن و هيأت هاي محلي و مجالس ترحيم ، تلاوت قرآن ميكردند و علاوه بر آن با برگزاري دوره اي جلسات قرائت قرآن باعث گسترش و آموزش قرآن خواني در بين جوانان ميشدند : از جمله ميتوانم از آقايان محترم ، ابوالقاسم شفيعي استاد حسن سلمان ، حاج مسيب جاويدراد ، محمدآقا محمدي ، حاج غلامعباس فخارنيا استادرضا بنا ، محمدرضاضيغمي ، حميد صفري ، حاج قيه مرتضي سهرابي ، سيد عباس حسيني ، محرم ميوه ، حاج رمض ميوه ، ميرزا فرج رحيمي ، احمد شفيعي ، علي اصغر سلطاني ، اكبرآقا تجلي ، محمد حسين افشار ، هوشنگ اناري ، خليل محمد خواه ، عزت الله يزدي ، امان الله قلعه اي ، قيه مرتضي بهادري ، نجفعلي سلطاني و محمد كفاش و يحيي محمدي و ديگران نام ببرم . [2]

  آقاي ميوه روايت كرده است : كه شيخ زين العابدين خوشخبري به يكي از نوازندگان و مطربان كميجان گفته بود : آقا اين ساز و دهل هايتان را بشكنيد ، شما با اين كارتان آبروي اسلام را مي بريد . نوازندة مورد نظر كه كمي لكنت زبان هم داشته در جواب ميگويد ؛ آسيخ ، آبروي اسلام را فقط ما برديم ؟ سما نبرديد ؟ [1]

 اسامي قاريان قرآن را به توصية آقاي غلامرضا ميوه آوردم ، اگرچه من از ذكر نام افراد اكراه دارم و هميشه نگران هستم كه نكند نام برخي از افراد صاحب حق از قلم بيفتد و بنده شرمندة حضور خود و يا بازماندگانشان شوم . [2]

 
  لینک مطلب

كميجان خبر

فرزندان كميجان

اوضاع و اخباركميجان

شجره و انساب كميجان

چرگزي كميجان

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

هنر كميجان

حاج رضوان

شهدای کمیجان

اخبار و مقالات زلزله

فارغ التحصيلان كميجان

زندگي جاودانه

چؤگور

مهديان

آب و هوا


لينك دوستان