رفع ملال

رفع ملال

گل من ز جا تو برخیز که حالی بکنیم

دلم از غصه گرفت ، رفع ملالی بکنیم

جای آنست که در هوای جانبخش بهار

به حمامی برویم و مشت و مالی بکنیم

کس اگر در پی ما حرف و حدیثی گوید

من و تو میان کوچه ، قیل و قالی بکنیم

 

دلم میخواد که با هم بوده ایمان

شبی را پیش هم سر کرده ایمان

دمی سر را بروی شانه هایت

دولب بر روی لب آورده ایمان

/ 1 نظر / 22 بازدید
علي سجادي اراكي

با سلام و خسته نباشيد به شما استاد گرانقدر اولا از نوشته هاي زيبايتان تشكر ميكنم و خوشحال هستيم كه مجددا در فواصل كوتاه مينويسيد ثانيا در لابلاي نظرات خوانندگان وبلاگ هاي كميجان يادداشت تعدادي از وفسي ها را ديدم كه به طرز عجيب و بي خردانه اي از خود تعريف كرده و اهالي كميجان را به شدت كوبيده بودند جالبتر و عجيبتر اينكه با ان سطح فكر پايين و سخنان عقب مانده خود . اسم گروه خود را نوانديشان وفس گزارده اند!!۱ كه واقعا جاي تعجب و تاثر دارد براي روستايي كه امثال ميري و بندي و باريكلو و بادينلو نو انديش ان هستند واي به حال مردم عوام ان اينجا ياد لطيفه اي افتادم كه در دانشگاه دوستان اهل همدان و كرمانشاه و ساوه ميگفتند كه پدرانشان و پدر بزرگانشان به دليل تعاملات و رفت و امد هاي زياد با وفسي ها در گذشته ،انها را شبيه خورشيد ميدانند البته از اين منظر كه هر دو از پشت كوه مي ايند و صد البته كه گفتار و نظرات نو انديشان وفس بر اين سخن قدما صحه ميگذارد