کاستن از فاصله ها

در چند پست قبلی از فاصله ها سخن گفتم و اینک بازهم در همان رابطه :

بياييد اين فاصله ها را كم كم از ميان برداريم . فاصله بین انسانها را . فاصله بین جوامع انسانی را ، شهرها را روستاها را و مغزها را . اگر مغزی باشد!

اکنون که دیگر جهان در حال تبدیل شدن بدهکده ایست ، وجود این فاصله های فکری مخصوصا بسیار بی معنی است . مال من ،‌ مال تو ، شهر من ، شهر تو ...

در خیال خام و کودکی خود قایق های کاغذی ساخته ایم و هرکس همراهانش را بر آنها سوار کرده است و در دریایی  که خیال میکنیم واقعا بیکران است به پیش می بریم .

هر روز خود به بهانه ای بر این قایق کاغذی می دمیم و فاصله قایق هایمان را از همدیگر بیشتر و بیشتر میکنیم . و این کار خویش را هنری میدانیم . و گمان میکنیم که قایق ما از آن دیگری به پیش افتاده است .

اما غافل از اینکه تمامی این قایق های کاغذی کودکی بر لگنی از آب شناور است که بر روی عرشه قایقی بزرگ قرار دارد  و تمامی انسانها را در خود جای داده است و بسوی نهایت هستی روان است .

چرا اینگونه می اندیشم ؟ چرا خیال میکنم من بر قایقی بهتر و مجهزتر سوارم و آندیگری بر قایقی چوبی و قدیمی و عقب مانده و... ؟ نه اینگونه نیست .

بنظرمن حقیقت اینست که ماهمگی بر یک قایق سواریم ولی غفلتا در درون این قایق بزرگ هم باز بر جزیره های فکری خویش نشسته ایم و بر تخته پاره خیالات پوچ و واهی سواریم و سعی میکنیم تخته پاره خویش را بر قایق چوبی دیگران بکوبیم و آنان را غرق کنیم .

هشدار برادر، خواهر! اینگونه نکن و اینسان میندیش !

ماهمگی بر یک قایق سواریم و هر لطمه ای که به بدنه این برسد موجب هلاکت همگان خواهد شد .

چه فرقی میکند ؟ قمی باشی یا کاشونی ؟ اراکی باشی یا شازندی ؟ سمنانی باشی یا شاهرودی ؟ گرگانی باشی یا گنبدی ؟ وفسی باشی یا کمیجانی ؟

همه بر یک قایق نشسته ایم و بسوی ساحل پیشرفت میرویم و هلاک هریک در هلاک دیگری است و نجات هرکس در نجات بقیه .

در نجات همدیگر بکوشیم

گرجهان با مهربانی خوشتر است

مهربانی پس چرا کم می کنیم ؟

گرم باد آغوش ما بر همدیگر

از چه رو از دوستی پروا کنیم ؟

/ 0 نظر / 10 بازدید